تبليغاتX
برای گرفتن کد لوگو کلیک کنید←جنبش بزرگ وبلاگی موج سبز سوم حمایت از مهندس موسوی مرداد1388

بی دروغ

این جایش را دیگر نخوانده بودین، برادران کودتاچی!

روز قدس سبز میشویمادامه راه سبز (ارس): نه، این جایش را دیگر نخوانده بودین برادران! آن هنگام که تجمع بیش از 3 نفر را با باتوم جواب دادین، آن زمان که تا بانگ الله اکبری شنیدید باتوم هایتان را در دست فشردید و اشک آور تان را بر چشمان و ریه های خواهران و برادرانتان گسیل داشتید، آن زمان که مزدوران تان را گفتید که تفنگ به دست بگیرند و بی هیچ واهمه ای، آتش بگشایند بر سیل جمعیت بی گناهی که تنها سلاح اش الله اکبر و مشت های گره کرده بود، آن موقعی که هر حرکت و تلاشی را به بهانه و عنوان مسخره " تجمع غیرقانونی " سرکوب کردید و هر بار هم آن سردار و این سردار، با افتخار و تحکم گفتید که با هرگونه تجمع غیرقانونی برخورد می کنیم!

آن زمان که برای روز تحلیف دروغین، تمام زورتان را زدید و هرچه داشتید را رو کردید و بهارستان را تبدیل به مانوور نیروهای مسلح کردید و دست پرورده ی کودتای سیاهتان را هم با هلیکوپتر از پاستور به بهارستان آوردید، فکر اینجایش را نکرده بودید.

آن وقتی که پس از حمله عمال وحشی تان به کوی دانشگاه، و به تعویق افتادن امتحانات سریعا دانشگاه ها و کوی را به تعطیلی کشاندید و سه ماه هم هست که بی شرمانه دروغ خنده دار تان را تکرار می کنید که با عاملان حمله به کوی دانشگاه برخورد می کنیم! این جا را ندیده بودین آقایان حاکم!

این جا را ندیده بودین سران کودتاچی، که روز قدسی هم خواهد آمد که هر ساله در این روز، با کلی سروصدا، راهپیمایی برگزارمی شود. این جا را ندیده بودین که دیگر نمی توانید با نام غیرقانونی و بدون مجوز برخورد کنید! این جا را نخوانده بودید که با جمع میلیونی روزه داری که برای راهپیمایی دولتی و مجوزدار روز قدس خواهند آمد، چه خواهید کرد؟!

این جا را نخواندید که نسیم مهر که سر بزند، باز هم فصل آن است که همه فرزندان این مملکت، راهی دارالتعلیم هایشان شوند و آن وقت می مانید که با مهد آزادیخواهی و آخرین سنگر آزادی، دانشگاه، چه کنید؟! که دانشگاه تهران، پیشینه درخشانی در مقاومت برابر کودتا دارد، همان پیشینه ای که خون سه آذر اهورایی، آبیاری اش کرد... اصحاب کودتا، حال می خواهید چه کنید؟! راهپیمایی روز قدس را کنسل کنید، یا با یورش وحشیانه نیروهایتان راهپیمایی پرافتخارتان را که همه جهانیان هم هر ساله می بینند به خاک و خون بکشید؟!

دانشگاه را تعطیل کنید، یا مزدوران مسلح تان را در دانشگاه مستقر کنید؟! هیچ فرقی ندارد، هرکدام از این کارها را هم که بکنید، باز هم واداده اید، باز هم باخته اید، همین که اینقدر از موج سبز میلیونی ملت می ترسید که راهپیمایی را کنسل کنید یا به خاک و خون بکشید، همین که از دو ماه مانده به بازگشایی دانشگاه، واهمه و هول و هراس گرفته اید که چه کنید، همین خودش برایتان شکست است. حتی اگر چکمه مزدورانتان را بر گلوی دانشگاه هم بفشارید، باز هم نمی توانید آن ترس و هراس تان را انکار کنید، آن هراسی که همه آن را می بینند، همان هراسی که هر کودک 4 ساله ای هم از پدر یا مادرش بپرسد؛ چرا دانشگاه تعطیله؟! برادران کودتاچی، این جا را نخوانده بودید که برخی اوقات، زور و توحش تان هم به کارتان نمی آید و سرانجام کار، زردی چهره تان برای همه آشکار خواهد شد، چه این موج سبز فرصت تجلی پیدا کند یا نه، همین که شما از همه تظاهرات تان هم بزنید که جلوی تجلی اش را بگیرید، خود تجلی دیگری ست... پیروزی از آن حق است، که این سنت الهی و وعده خداوندی ست...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 شهریور1388ساعت   توسط خودم  | 

 طرح زکات فطریه سبز !  

ایده ی فوق العاده جالب و موثری که یکی از

دوستان سبز برای سایت میرنیوز فرستاده :

دوستان همان طور که میدونین روز عید فطر هر مسلمونی باید برای خودش و افراد تحت تکفلش حدود دو هزار تومان فطریه بده، و در بدترین حالت، اگر فرض کنیم که فقط بیست میلیون ایرانی این پول رو پرداخت می کنن؛ این میشه 400000000000 ریال!!!

معمولا این پول به صندوق های کمیته امداد ریخته میشه، که خودتون میدونین کمیته امداد دست چه کساییه و کودتاچی ها از این پول ها چه استفاده ای می کنن! (خرج فلسطینی و لبنانی و عراقی و افغانی و بسیجی و .... میشه)

حالا
این قضیه چه ربطی به جنبش سبز میتونه داشته باشه؟

۲ کار باید انجام داد :
۱) اگر افراد نیازمند و مستمند را خودتان یا اطرافیانتان میشناسید پول فطریه را به دست آنها که نیازمند هستند برسانید. در غیر این صورت این پول ها رو به جای ریختن در صندوق های کمیته امداد، در صندوق های موسسات خیریه ی غیر دولتی مثل سرای سالمندان و شیرخوارگاه و غیره بریزیم که به دست کودتاچی ها نرسه

۲)  برای ریختن در صندوق های موسسات خیریه غیردولتی چه باید بکنیم؟

تا جایی که می تونیم برای پرداخت این پول ها، از اسکناس های خورد مثل صد تومنی یا دویست تومنی استفاده کنیم، و روی همه ی این اسکناس ها شعارهای جنبش سبز (مثل مرگ بر دیکتاتور و  دولت کودتا استعفا استعفا و...) رو بنویسم و بعد داخل صندوق های موسسات خیریه غیر دولتی بریزیم (به هیچ وجه داخل صندوق صدقات کمیته امداد که دولتیه نریزید!  فقط موسسات خیریه خصوصی)



این طوری در یک روز، دویست میلیون قطعه اسکناس دویست تومانی، یا چهارصد میلیون قطعه اسکناس صدتومانی شعارنویسی شده، داخل صندوق های صدقات ریخته میشه

دولت کودتا هرچی هم زور بزنه نمی تونه این همه اسکناس رو از گردونه خارج کنه، و ضمنا چون این اسکناس ها در صندوق ها ریخته میشن، هیچ خطری برای کسی که اونو تو صندوق میندازه نداره، چون موقع ریختن، کسی از نوشته ی توش مطلع نمیشه!


به نظر من که طرح بسیار جالب و موثریه !

به همه ی دوستان اطلاع رسانی کنین
فرصت زیادی تا عید فطر باقی نمونده !
هر زکات فطریه، بیست برگ شعار سبز !!!

 منبع : (میرنیوز)    www.mirnews.tk 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 شهریور1388ساعت   توسط خودم  | 

کروبی:

 اگر به مردم اعتقاد دارید، چرا با کلاهخود و سپر و باتوم از آنها استقبال می‌کنید؟

مهدی کروبی با انتقاد از ادعاهای دروغین رسانه‌های کودتا، اظهار داشت: اگر نسبت به داوری مردم اعتقاد و اطمينان داريد، پس چرا هنگام برگزاری هر مراسمی با کلاهخود، سپر و باتوم از آنان استقبال کرده و به ميدان می‌آیيد.

به گزارش سحام نیوز، دبير کل حزب اعتماد ملی گفت: تا زمانی که زنده باشم از آرمان ها، ارزش های انقلاب و نظام و منافع ملی و جامعه دفاع خواهيم کرد و لحظه ای آن را رها نمی کنم.

حجت الاسلام مهدی کروبی در مراسم افطاری که از سوی ناصر قوامی در شهر قزوين برگزار شد طی سخنانی در جمع حاميان خود در اين شهر با اشاره به حوادثی که پس از انتخابات روی داد ادامه اين روند را يک نگرانی نسبت به آينده و سرنوشت کشور دانست و گفت : نگران وارد شدن خدشه به جمهوريت نظام هستم ، نگران اين هستيم که جمهوريت از نظر محتوايی به مرور حذف شده و تنها يک چيز صوری و ظاهری از آن باقی بماند.

شيخ اصلاحات تصريح کرد: جمهوريت و اسلاميت دو مبنای بنيانگذار جمهوری اسلامی ايران است که هر دو به هم متصل بوده و تضعيف يکی، ضعف ديگری را در پی خواهد داشت .

حجت الاسلام کروبی افزود: نبايد به دليل عدم مقبوليت جمهوريت توسط يک انديشه و فکر خاص دلسرد شده و مسئوليت ها را سلب کنيم بلکه بايد با تدبير و دورانديشی، مصمم و قاطع به کار خود ادامه دهيم.

شيخ اصلاحات اضافه کرد: سختی ها، آزمايش و امتحانی است که بايد از آن عبور کنيم تا معنای پيروزی و شکست را درک کرده تا بتوانيم به خوبی انديشه و تفکرات خود را تبيين کنيم.

دبير کل حزب اعتماد ملی با بيان اينکه موج عظيم و آرام معترضان به انتخابات موجب افزايش مسئوليت ها می شود، گفت: جريان حاکم به جای ادای مسئوليت، معترضان را سرکوب کرده، مورد ضرب و شتم قرار داد و موجب جان باختن کسانی شد که تنها به نتيجه يک انتخابات اعتراض داشتند و متاسفانه با بازداشت شدگان رفتاری صورت گرفت که موجب شده تا به امروز همچنان گرفتار حوادث پس از انتخابات باشيم که البته اکنون با مستنداتی که ارائه شد مسئولان متوجه آن شده اند که در کهريزک و امثال آن جنايتی رخ داده است که غير قابل بخشش است.

کروبی تصريح کرد: برخی مسئولان معتقدند معترضان به تقلب در انتخابات برنامه ای از پيش تعيين شده برای اين موضع گيری خود داشته اند متوجه باشند که به مردم ايران توهين می کنند زيرا مردم خود نسبت به شرايط و اوضاع به خوبی آگاهند.

وی در پاسخ به کسانی که تشکيل کميته صيانت از آرا از سوی اصلاح طلبان را توطئه ای عليه جمهوريت نظام می دانستند، گفت: عملکرد شورای نگهبان در انتخابات های گذشته رياست جمهوری و مجلس شورای اسلامی، موجب شد تا در انتخابات اخير اصلاح طلبان خود در انديشه نظارت بر روند انتخابات بيافتند بنابراين تشکيل اين کميته در مقابل کارهای غير قانونی مجريان و ناظران انتخابات بود.

کروبی تبعات عملکرد اشتباه برخی ازمسئولان را به ضرر همه مردم دانست . وی افزود: برخی از مسئولان درصورتی که مسئله ای به مصلحت و صلاح آنان باشد، آن را مصلحت نظام می دانند اما اگر اين امر به مصلحت آنان نباشد و آنان رادچار مشکل کنند، بيان اينگونه مسائل را به ضرر نظام و خدشه وارد کردن به آن می دانند .

دبير کل اعتماد ملی همچنين در پاسخ به برخی از دانشجويان و فعالان سياسی قزوين که نسبت به آينده خود ابراز ناراحتی می کردند، گفت: اکنون وضع به گونه ای است که دستمان خالی است و ديگر در موضع قدرت نيستيم تا بتوانيم از بازداشت ها و برخوردها ممانعت کنيم و تنها می توانيم به چانه زنی بپردازيم .

شيخ اصلاحات ايجاد محدوديت در عرصه اطلاع رسانی رانشانه نگرانی جريان حاکم از افشاگری درباره حوادثی که پس از انتخابات روی داد دانست و گفت : برخی از افشاگری های بنده و اسنادی که درباره آزار جنسی بازداشت شدگان اخير ارائه کردم موجب محدوديت در انتشار روزنامه و سايت اعتماد ملی شد وليکن مسئولان بدانند که هيچ گاه توقيف يک روزنامه يا فيلتر کردن سايت مانع از انتشار خبری نمی شود . مطبوعاتی ها نيز نگران نباشند چرا که يک روزنامه تعطيل شد يک روزنامه ديگر راه اندازی می شود و هيچ گاه شرايط اين گونه نخواهد ماند .

وی با بيان اينکه نبايد با هياهو صورت مسئله حوادث اخير را پاک کنيم گفت: بايد آسيب شناسی کرده و مقصر را پيدا کنيم ، بايد معلوم شود چرا و از کجا خورده ايم.

کروبی اظهار داشت: متاسفانه هنوز نتوانستيم اوضاع بعد از انتخابات را ساماندهی کنيم که اميدوارم با تدبير مسئولان و به ويژه تلاش های مسئولان قضايی هرچه سريعتر به سمت آرامش حرکت کرده و تمام زندانيان حواداث اخير آزاد شوند.

وی در نهايت تاکيد کرد: حوادثی که روی داده نشان می دهد که روزهای سختی را پيش رو داريم ولی بايد درراستای فکر و انديشه که بدان اعتقاد داريم ايستادگی کنيم و به تقويت کار تشکيلاتی و فردی بپردازيم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 شهریور1388ساعت   توسط خودم  | 

دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 شهریور1388ساعت   توسط خودم  | 

این خود فروش باتوم بدست ، حسین قربانزاده از شکنجه گران معروف اوین و ساکن حوالی بلوار کشاورز است


ستار نجفی - بسیجی ویژه و از فرماندهان گردانهای عاشورا

مشخصات اون قاتل که از بالای ساختمان ” گردان ۱۱۷ عاشورا ناحیه مقاومت بسیج ویژه قدس ” به مردم تیر اندازی کرد و حداقل ۷ نفر را کشت. ستار نجفیکارمند معاونت طرح و برنامه وزارت تعاون بسیجی ویژه و از فرماندهان گردانهای عاشورا

محل سکونت : میدان آزادی بلوار استاد معین پائین از تعمیرگاه مجاز ایران خودرو – کوچه سعادتی نامبرده هم اکنون به علت شدت سوختگی در به آتش کشیده شدن پایگاه در بیمارستان مرکز سوانح و سوختگی بستری می باشد.

سرگرد پاسدار محمد باقر لباف - عضو سازمان حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران

این سرکوبگر را بشناسید که تا قبل از انتخابات عکس خامنه ای و احمدی نژاد را بر دست می گرفت و بعد از انتخابات و یا بهتر است بگویم بعد از کودتا به سرکوب ملت می پردازد ، بله نام و چهره این سرکوبگر را بخاطر بسپارید :

سرگرد پاسدار محمد باقر لباف عضو سازمان حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران

محل سکونت :تهران – خیابان پیروزی ، خیابان پرستار ، کوچه شهید برازنده پلاک بیست و هفت

شماره موبایل : 09122129552

از همه هموطنان و تهرانی های عزیز خواهشمندم با تماس با این سرکوبگر از وی بخواهند که به ملت بپیوندد.


سید حسن میر کاظمی

فرمانده بسیج مسجد الهادی در تپه شمس آباد تهران

مدیر عامل کارخانه دنیای فلز واقع در اتوبان کرج

آقای میر کاظمی در کارنامه درخشان خود دخالت در سرکوب هیجده تیر و البته ماموریت به استان خرم آباد برای ضرب و شتم مصطفی تاج زاده در فرودگاه خرم آباد هنگامی که برای نشست دفتر تحیم وحدت مراجعه نموده بودند را نیز دارد .میرکاظمی از اعضای برجسته و شناخته شده انصار حزب الله نیز می باشد .در زیر ضمنا برایتان یک عکس از کارخانه ایشان را که چندی پیش وزیر محترم دولت محمود احمدی نژاد مورد بازدید قرار داده اند نیز می بینید و سند دیگری که برایتان مسلم می سازد چگونه شهروندان خدوم و جنایتکار جمهوری ولایت فقیه از رانتهای مختلف استفاده می کنند ! بله این جناب سید حسن میر کاظمی که  . . .

جوانان را به گلوله می بندد. 175 میلیارد تومان از بانک کشاورزی پول گرفته و پس نداده است. به عنوان بزرگترین بدهکار بانک است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 شهریور1388ساعت   توسط خودم  | 
دفتر مهدی كروبی پلمپ شد
تكميل شدن كودتا با بسن دفتر  كسي كه از حقوق تجاوزشدگان در زندان دفاع مي كند.

پارلمان‌نیوز:

 دفتر مهدی كروبی با حكم دادستان جدید تهران پلمپ شد.

سخنگوی حزب اعتماد ملی در گفتگو با ایلنا با اعلام این خبر گفت:«حوالی ساعت 15 تعدادی از ماموران با حكم دادستان محترم تهران با مراجعه به دفتر آقای كروبی که در جنب کاخ سعدآباد  تهران واقع شده، ضمن بازرسی محل كار ایشان مبادرت به جمع آوری اسناد و مدارك موجود و نیز CD ، رایانه و فیلم كردند.»

اسماعیل گرامی مقدم، افزود:«ماموران همچنین افرادی را كه برای ملاقات با آقای كروبی به دفتر ایشان آمده بودند را به همراه شخص دبیر كل به خارج از ساختمان هدایت كردند.»

سخنگوی اعتماد ملی همچنین از بازداشت سردبیر سایت اعتماد ملی خبر داد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 شهریور1388ساعت   توسط خودم  | 

سایت دادستانی کل کشور:
محسنی اژه ای، سحرخیز را گاز گرفت و عامل قتل پیروز دوانی است!

محسنی اژه‌ای، عیسی سحرخیز را گاز گرفتادامه راه سبز(ارس): سایت رسمی دادستانی کل کشور در اقدام بی سابقه ای در معرفی غلامحسن محسنی اژه ای دادستان جدید کل کشور از او به عنوان عامل قتل پیروز دوانی و یکی از عوامل قتل های زنجیره ای، نامبرد و نوشت که وی عیسی سحر خیز را گاز گرفته است.

سایت رسمی دادستانی کل کشور با انتشار  معرفی دادستان جدید کل کشور، درباره «وقایع مهم دوران تصدی» غلامحسین محسنی اژه ای در پست های مختلف از«درگیری با عیسی سحرخیز» به عنوان یکی از این وقایع مهم دوران فعالیت نام برد و افزود که محسنی اژه ای«در کسوت رییس دادگاه ويژه روحانیت، در جلسه هفتگي هیات نظارت بر مطبوعات با عیسی سحرخیز نماينده مديران مطبوعات در اين هيات گلاويز شده و او را گاز گرفت.» سایت رسمی دادستانی کل کشور همچنین تاکید کرده که« تاکنون به شکایت سحرخیز از او رسیدگی نشده‌ است.»

محل گاز گرفتن محسنی اژا‌ای از عیسی سحرخیز

در بخش دیگری از زندگی نامه محسنی اژه ای از سوی سایت رسمی دادستانی کل کشور وی به عنوان عامل قتل پیروز دوانی معرفی شده و آمده است«اکبر گنجی پس از نوشتن کتاب‌های «تاریک‌خانه اشباح» و "عالی‌جناب سرخ‌پـوش و عالی‌جنابان خاکستری" از وی به عنوان یکی از افراد دخیل در قتل پیروز دوانی و قــتل‌های زنـــجیره‌ای یاد کرد."

سایت رسمی دادستانی کل کشور همچنین در معرفی محسنی اژه ای نوشته که«او در سال ۱۳۷۷ قاضی دادگاه محاکمه غلامحسین کرباسچی بود. مباحثات میان او و کرباسـچی در جلسات علنی دادگاه که از صداوسیما پخش می‌گردید، همچنان در خاطره‌ شفــاهی مردم باقیست.»

این سایت همچنین نوشته که پس از مخالفت محسنی اژه ای با پخش اعترافات بازداشت شدگان پس از انتخابات و بروز اختلاف میان او و احمدی نژاد بر سر برکناری اسفندیار رحیم مشایی،او مورد تقدیر 210 عضو مجلس هشتم قرار گرفته است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 شهریور1388ساعت   توسط خودم  | 

.http://www.kaleme.com/images/mirmosavi1406801.jpg
برخلاف آنچه دستگاه‌های تبلیغاتی دولتی سعی در القای آن دارند، این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع می‌کنیم. ما خواسته‌هایی بسیار روشن و منطقی داریم. ما حفظ جمهوری اسلامی را می خواهیم، و تقویت وحدت ملی، و احیای هویت اخلاقی نظام و بازسازی اعتماد عمومی به عنوان اصلی‌ترین مولفه قدرت ساختار سیاسی کشور جز با پذیرش حق حاکمیت مردم و کسب رضایت نهایی آنان از نتایج اقدامات حکومت، و شفافیت در تمامی اقدامات از طریق اطلاع‌رسانی مستمر ممکن نیست. در نهضت سبزی که آغاز شده است ما امر غيرمتعارف و نابهنگامی نمی خواهیم. آنچه ما می‌خواهیم استیفای حقوق از دست رفته ملت است.
میرحسین موسوی بیانیه ای خطاب به ملت ایران صادر کرد. به گزارش "کلمه" در این بیانیه ضمن  تاکید برحفظ نظام در مقابل مطامع بیگانگان و دفاع از جمهوری اسلامی اتخاذ رویکردی اجتماعی برای حل مسئله ضروری دانسته شده است. در این بیانیه آمده است : برخلاف آنچه دستگاه‌های تبلیغاتی دولتی سعی در القای آن دارند، این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع می‌کنیم.

در این بیانیه همچنین  بر ضرورت استفاده کامل ازظرفیت های قانون اساسی، سویه اجتماعی شکل گیری راه سبز امید، تلاش برای استیفای حقوق ملت و بازگشت به آرمان های  مغفول و مظلوم انقلاب اسلامی تاکید شده است. موسوی در پایان نیز راهکارهای نه گانه برای برون رفت از بحران ارائه کرده است.
به گزارش "کلمه" متن کامل بیانیه شمار 11 میرحسین موسوی بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

مردم شریف، آزاده و آگاه ایران!

نزدیک به سه ماه پیش از این زمانی که شما در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری شرکت کردید، با این باور به پای صندوق‌های رأی رفتید که با تأکیدهای مکرر مسئولان و تلاش نهادهای مدنی، از آرای تان در برابر مقاصد قدرت‌طلبانه گروهی اندک پاسداری خواهد شد. اما تخلف‌ها و تقلب‌های سازمان‌یافته و حوادث تلخی که متعاقب آن صورت گرفت، از رویدادی که بنا بود سرمایه‌ای برای ملت ما فراهم آورد تاسفی بزرگ باقی گذاشت. مشکلی که می‌توانست در فرآیندی منصفانه و بی‌طرفانه مهار شود با بی‌تدبیری مسئولان امر، با یورش تبلیغاتی رسانه‌های دولتی و حمله نیروهای امنیتی رسمی و غیررسمی به تجمعات آرام و مسالمت‌آمیز مردم، به بروز انشقاق، ابهام و اختلاف عمیق و گسترده اجتماعی منجر شد، وضعیتی که پیامد بلافصل آن جز گسسته شدن رشته‌های اعتماد میان مردم و حکومت نیست.

جمع کثیری از دلسوزان حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور و نیز مراجع عظام تقلید و نیروهای آگاه حوزه‌های علمیه نسبت به افسانه‌پردازی‌های رسانه‌های دولتی و حوادثی چون برگزاری دادگاه‌های نمایشی فاقد پشتوانه حقوقی و شرعی، برملا شدن فهرست بلند قربانیان، برخوردهای غیرانسانی با بازداشت‌شدگان و افشای وجود بازداشتگاه‌های غیرقانونی واکنش نشان داده و خواستار رسیدگی به آنها هستند، بلکه همه دلبستگان به نظام جمهوری اسلامی، این دستاورد مبارزات یک صد ساله مردم و تبلور مطالبات اساسی آنان برای دستیابی به آزادی، استقلال، عدالت و پیشرفت در سایه دینداری، اینک نگرانند.
حفظ تمامیت ارضی و استقلال ملی و صیانت از کیان کشور در مقابل مطامع بیگانگان و دفاع از اصل نظام جمهوری اسلامی در روند شتاب‌زده حوادثی که پی‌در پی رخ می‌دهند چاره‌چویی برای خروج از شرایط موجود را بیش از پیش ضروری ساخته است، هرچند همه به خوبی آگاهیم که در درون دستگاه‌های حكومتي و شبه‌حكومتي افرادی وجود دارند که تنها راه ادامه حضور خود در قدرت را التهاب‌آفرینی و بحران‌زایی‌های پیاپی و طفره رفتن از حل مشکلات و نابسامانی‌هایی می‌دانند که خود مسبب آنها بوده‌اند. آنها همچنان به دنبال پوشاندن و پنهان کردن بحران های موجود با بحران های بزرگ تر و توسعه رفتارهای نابخردانه خود به مرزهایی خطرناک‌ترند، تا جایی که پس از ایجاد این همه پیچیدگی در فضای کشور اینک بي‌توجه به عواقب سنگين رفتارهاي خود با بهانه جویی‌های واهی زمزمه هایی خطرناک از جمله  زمزمه تسویه های وسیع از دانشگاهیان آزاده و متعهد را سر می‌دهند.

از این روست که اتخاذ رویکردی اجتماعی (و نه صرفاً حکومتی) برای حل مسئله به ضرورتی اجتناب‌ناپذیر تبدیل شده است، ضرورتی که لازمه آن، بهره‌گیری از ظرفیت‌های مردمی نظام جمهوری اسلامی است.

اساس چنین رویکرد متفاوتی، پذیرش واقعیت تعدد و تنوع باورها و نگرش‌های موجود در خانواده بزرگ، باستانی و خداجوی ایران زمین است. این راه و رسم پیامبران الهی و جانشینان آنان بوده و نشان از سنتی الهی دارد که مقام و کارکرد هدایت نشان دادن راه است و وظیفه داعيان دين به فراهم ساختن بستر مناسب برای رشد و شکوفایی توانمندی‌های انسان جهت تعالی و تکامل محدود می‌شود. تاریخ به روشنی نشان می‌دهد که هر گاه حکومت‌ها خواسته‌اند به سوی محو تعدد و تنوع موجود در جوامع بشری دست دراز کنند، چاره‌ای جز متوسل شدن به چهره‌های ظاهرا گوناگون اما در جوهر یکسان استبداد نداشته‌اند، راه حل‌هایی که نتیجه آن نه یکدست شدن افراد جامعه، بلکه بروز نفاق و دوچهرگی در زندگی مردم خواهد بود و بس. اتخاذ چنین رویه‌ای نه ممکن است و نه براساس آنچه آموزه‌های قرآنی به ما یاد می‌دهد مطلوب است.

پس از حوادثی که در این مدت کوتاه بر جامعه ما گذشت کیست که نداند وضعیتی که ایران امروز در آن قرار دارد حاصل استیلای چنین طرز تفکر اشتباهی بر تصمیم‌گیری‌های کلان كشور است. دستیابی به این وجدان عمومی دستاورد بزرگی است که گاهی قرن‌های متمادی از عمر ملت‌ها و تمدن‌ها صرف تحصیل آن می‌شود و چه هزینه‌های گزافی که در این راه نمی‌پردازند. اما مردم ما این موهبت بزرگ را با هزینه هایی بسیار اندک و ظرف مدتی کوتاه به دست آوردند. مردم ما اینک با پوست و گوشت و استخوان خود دریافته‌اند که تنها راه همزیستی مسالمت‌آمیز سلیقه ها و گرایش‌ها، و اقشار، اقوام، مذاهب و ادیان گوناگونی که در این سرزمین پهناور زندگی می‌کنند اذعان به وجود تنوع و تعدد شیوه‌های زندگی و اجتماع بر کانون آن هویت دیرینه‌ ای است که آنان را به یکدیگر پیوند می‌زند، اگرچه فهم‌های ضعیف و باژگونه از دین هضم نکنند که این اذعان نه بدان معناست که اسلام ناب دین حق و آئین خاتم و صراط مستقیم نیست، بلکه یعنی اجباری در دین وجود ندارد، به درستی که راه از بیراهه بیان شده است. لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی.

از اینروست که علیرغم تمامی حوادث تاسف بار و مرارت‌خیز این ایام، مردم ما اینک به نتایجی بسیار ارزشمندتر و ماندگارتر از انتخاب یک فرد دست یافته‌اند و این آن چیزی است که آنها را نسبت به اقدامشان برای شرکت در رویداد انتخابات و هزینه هایی که در قبل و بعد از آن متحمل شده اند دلگرم می کند.

در ماه هایی که گذشت نیرویی عظیم از ملت ما آزاد شد، نیرویی که باید به کارآمدترین شیوه برای سعادت بلندمدت او به خدمت گرفته شود. مردم ما از آنچه می‌خواهند آگاهند. آنان تصویر شکوهمند اراده خود را در آیینه آنچه که سپری شد مشاهده کرده‌اند و می‌دانند که سرمایه و توان تحقق بخشیدن به خواست‌های خود را دارند و در این میدان انبوه نخبگان و زبدگان دوشادوش آنان ایستاده‌اند. لذاست که اینک همه ما از یکدیگر می‌پرسیم چه باید کرد؟ این سوالی از سر ناامیدی و یا بلاتکلیفی نیست، بلکه می‌پرسیم با این سرمایه عظیم، با این امید تجدید حیات یافته و با این توانمندی‌های فراهم شده چه باید کرد؟

به راستی چه باید کرد؟ در پاسخ به اين پرسش نخستین قدم آن است که بدانیم چه باید بخواهیم تا بهترین و بیشترین را خواسته باشیم. اگر در یافتن پاسخ این سوال خطا کنیم قطعا همه یا بخشی از این سرمایه فراهم آمده را از دست داده ایم. بلکه حساسیت این انتخاب بسیار بیشتر از این است. نیروی عظیمی که ملت ما فراهم آورده توان آن را دارد که کشور را به سکویی بلند برای جهش به سوی پیشرفت‌های مادی و معنوی ارزشمند ارتقا دهد و یا در یک آنارشي درازمدت فرو برد. این که نتیجه حرکت ما چه خواهد بود تماما به انتخاب درست ما در این مرحله بستگی دارد.

برخلاف آنچه دستگاه‌های تبلیغاتی دولتی سعی در القای آن دارند، این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع می‌کنیم. ما خواسته‌هایی بسیار روشن و منطقی داریم. ما حفظ جمهوری اسلامی را می خواهیم، و تقویت وحدت ملی، و احیای هویت اخلاقی نظام و بازسازی اعتماد عمومی به عنوان اصلی‌ترین مولفه قدرت ساختار سیاسی کشور جز با پذیرش حق حاکمیت مردم و کسب رضایت نهایی آنان از نتایج اقدامات حکومت، و شفافیت در تمامی اقدامات از طریق اطلاع‌رسانی مستمر ممکن نیست. در نهضت سبزی که آغاز شده است ما امر غيرمتعارف و نابهنگامی نمی خواهیم. آنچه ما می‌خواهیم استیفای حقوق از دست رفته ملت است.

استیفای کدام حقوق؟ در درجه نخست حقوقی که قانون اساسی برای مردم در نظر گرفته است و مطالبه برای اجرای بی‌کم و کاست و بدون تنازل آن. آری! در قانون اساسی برای اداره برخی از شئون کشور راهکارهایی ارائه شده است که شاید زمانی پاسخگوی مقتضیات جامعه و جهان ما نباشد. اما در بخش‌هایی دیگر از همین قانون راه روشن اصلاح آنها پیش‌بینی شده است. در میثاق ملی ما مشروعیت همه ارکان حکومت متکی به رأی و اعتماد مردم است، تا جائی که اگر دقیق ملاحظه شود خواهیم دید حتی نهاد نظارت‌ناپذیری چون شورای نگهبان از هیمنه نگاه مردم به دور نیست. آری! در قانون اساسی وظایفی سنگین، از جمله وظیفه نظارت بر انتخابات بر عهده شورای نگهبان قرار گرفته است؛ انسان‌های غیرمعصومی که ممکن است در دام خطا و گناه بیفتند و دچار وسوسه قدرت شوند. اما در همین قانون به صراحت اعلام می‌شود که برگزاری اجتماعات از سوی مردم آزاد است. اگر تنها همین اصل از میثاق ملی ما به درستی اجرا شود حتم داشته باشید که هیچ یک از ارکان حکومت هرگز امکان سوء‌استفاده از موقعیت خود را پیدا نمی‌کند.

قانون اساسی ما پر از ظرفیت‌هایی است که هنوز به فعلیت نرسیده‌اند؛ مسئولان گاهی با این حقیقت به گونه‌ای برخورد می‌کنند که گویی به عنوان امری مستحب مخیرند همچنان استفاده‌های بیشتری از ذخائر قانون اساسی ببرند. نه! هرگز چنین نیست. آنها مکلفند که این ظرفیت‌ها، آن هم تمامی این ظرفیت‌ها را به فعلیت برسانند. قانون اساسی مجموعه‌ای یکپارچه است و نباید بر روی بخش‌هایی از آن که منافع اشخاص و یا گروه‌هایی خاص را تامین می‌کند به صورت اغراق‌آمیز تاکید شود و بخش‌هایی دیگر که حقوق مردم را دربر گرفته است معطل باقی بماند، یا ناقص به اجرا درآید. پس از سی سال ما هنوز با اصولی از این میثاق ملی روبرو هستیم که سخن گفتن از اجرایشان دست‌اندرکاران را به خشم می‌آورد، به صورتی که گویی گوینده با جمهوری اسلامی مخالفت کرده است. تأمین آزادی‌های سیاسی و اجتماعی، رفع تبعیض، امنیت قضایی و برابری در مقابل قانون، تفکیک‌ناپذیری آزادی، استقلال و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر، مصونیت حیثیت، جان و مال اشخاص، ممنوعیت تفتیش عقاید، آزادی مطبوعات، ممنوعیت بازرسی نامه‌ها، استراق سمع و هر گونه تجسس، آزادی احزاب و جمعیت‌ها، آزادی برگزاری اجتماعات، تمرکز دریافت‌های دولتی در خزانه‌داری کل، تعریف جرم سیاسی و رسیدگی به آن با حضور هیئت منصفه، آزادی بیان و نشر افکار در صدا و سیما و بی‌طرفی آن و . . . هر یک اصولی روشن از قانون اساسی ما را به خود اختصاص داده‌اند؛ اصولی که به راحتی و صراحت نقض می‌شوند و یا به صورتی ناقص و براساس تفسیرهای مخالف با روح این میثاق ملی به اجرا درمی‌آیند، تا جایی که در اجرای اصل ساده و روشنی چون آزادی تدریس زبان‌های قومی و محلی به صرف سلیقه و پسند شخصی مانع ایجاد می‌شود.

مشابه همین برخورد گزینشی با آرمان‌های انقلاب اسلامی نیز صورت گرفته است. ما خواستار احیای آن بخش فراموش شده از اهدافی هستیم که این نهضت عظیم به امید تحقق آنها آغاز شد. چه شعارهای بزرگی از انقلاب که اینک دم زدن از آنها روی کسانی را ترش می‌کند، تا جائی که گویی اینها شعارهای ضدانقلاب بوده‌اند. نمونه‌ای از آنها آزادی است؛ آزادی عقیده، آزادی بیان، آزادی پس از بیان، آزادی انتخاب کردن و انتخاب شدن، آزادی به تمامی آن معنای جلیلی که مردم ما در بهمن 57 تأمین آن را یکی از مهمترین اهداف خود می‌دانستند، به صورتی که پیروزی انقلاب را بهار آزادی نامیدند. این آزادی به مفهوم آزادی سیاسی و حق انتقاد بی‌هراس از حاکمان بوده است.

و مظلوم‌تر از انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی و قانون اساسی، خود اسلام است؛ دینی که بسیار از آن نام می‌برند و اندک به آن عمل می‌شود. چه بسیار که دین را سرند می‌کنند، هر چه از آن که منافعشان ایجاب نکند به فراموشی می‌سپارند و سلیقه‌ها و مصلحت‌های خود را متن اسلام می‌نامند، تا جایی که دروغ به مشخصه‌ای غیرقابل تفکیک از صدا و سیما تبدیل شود و زشت‌ترین بداخلاقی‌ها نشانه تعهد به دین پیامبری تلقی گردد که برای تکمیل بزرگواری‌های اخلاقی مبعوث شده است؛ شکنجه زندانیان و کشتن آنان، و اعمالی که قلم از ذکرشان شرم می‌کند.

اگر برای حکمرانی مبتنی بر دین تنها یک رسالت وجود داشته باشد آن این است که زمینه را برای زندگی توأم با ایمان آماده‌تر کند. پس چرا فاصله جامعه ما با زندگی ایمانی روزبه‌روز بیشتر می‌شود؟ این فاصله میراث انقلاب نیست. در تابستان گرم 58، چه بسیار بودند کسانی که برای نخستین بار رمضان را روزه گرفتند و از این تجربه خود لذت بردند؛ میراث انقلاب ما این بود. میراث انقلاب ما معنویتی بود که در دوران دفاع مقدس جامعه را فرا گرفت. میراث انقلاب ما پرورش روح‌های بزرگ و اخلاص‌های مثال‌زدنی بود. انقلاب ما نشان داد می‌تواند نورانیتی را که جامعه تشنه آن است تأمین کند. آخر یک بار هم که شده میراثی را که از امام خود تحویل گرفتیم با ایران امروز مقایسه کنیم؛ جامعه‌ای سودازده که در آن تحجر دولت‌سازی می‌کند؛ جامعه‌ای تقلب‌زده، دروغ‌زده.

برخورد گزینشی با پیام دین و آن را مناسب سلیقه و منافع خود درآوردن، خرافه و تحجر را به دامن آن بستن، پول و زور را جایگزین حکمت و موعظه حسنه کردن و بخش‌هایی از روحانیت، این شجره هزار ساله را دولتی ساختن بیش از این هم نباید نتیجه بدهد. زمانی که امام ما از اسلام ناب محمدی(ص) نام می‌برد و آن را در مقابل اسلام تحجرگرا و اسلام آمریکایی قرار می‌داد چنین روزهایی را می‌دید. این پوستین وارونه اسمش اسلام هست، اما رسمش اسلام نیست. ما خواستار بازگشت به اسلام ناب محمدی(ص)، این دین غریب هستیم. و خداونده وعده داده است که ما را به راه‌های رسیدن به این تحفه آسمانی هدایت کند. والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. و کسانی که در راه ما کوشش کنند به تحقیق آنان را به راه هایمان هدایت می‌کنیم.

آیا در این چند ماهه ندیدید که او چگونه به این وعده عمل کرد؟ پروردگار ما ایمان‌هایمان را ضایع نکرد و نخواهد کرد، زیرا او به خلاف مدعیان، نسبت به مردم دلسوز و مهربان است. و ما کان الله لیضیع ایمانکم ان الله بالناس لرئوف رحیم. کام ملت از آنچه که گذشت تلخ است، اما کیست که دستاوردهای حاصل شده در عين اين تلخكامي‌ها را ناچیز بشمارد؟ ما با پوست و خون خود عظمت آنچه در این ایام کوتاه حاصل شده است را درک می‌کنیم. ما چه کردیم که به این دستاوردها رسیدیم. حقیقت آن است که جز ایمان به وعده الهی عملی متناسب با این همه پیشرفت نداشته‌ایم. به حوادث این ایام بنگرید و در هر كدامشان راه های خدا را که یکی پس از دیگری پیش پای ما گشوده شدند ملاحظه کنید. آنها را هم که ببندند دادار از وفا به وعده‌ای که داده است عاجز نمی‌شود و راه‌هایی دیگر پیش پای کسانی که برای او می‌کوشند می‌گشاید؛ راه‌هایی امن، راه‌هایی هموار، راه‌هایی مستقیم که بدون تردید ما را به مقصد می رسانند. چرا به خداوند توکل نکنیم حال آن که راه‌هایمان را به ما نشان داده است؟ و ما لنا الا نتوکل علی الله و قد هدانا سبلنا. با دسترسی به چنین راه‌هایی ما نیاز به تخطی از قانون، پشیمانی از مسالمت، توسل به تخریب یا وارد شدن به هر کوره راه دیگری نداریم.

و در آن سو نگاه كنيم كه مخالفان مردم با قدم گذاشتن در بی‌راهه ‌ها چگونه رو به نشيب مي‌روند. فرزندان انقلاب را به زندان انداختند تا اوهام خويش را ارضا كنند. آنها چه نتيجه‌اي براي  اين كار خود توقع داشتند؟ بدن رنجور قرباني ترور را به بند كشيدند  و ضارب او را آزاد و متمتع قرار دادند. آنها انتظار داشتند از اين كار جز ريختن آبروي خود چه سودي  ببرند؟ در سراشيبي كوره‌راهي كه درون آن افتاده بودند خردشان جا ماند و عنانشان در دست افراط‌گراني قرار گرفت كه نيمه‌هاي شب به خوابگاه دانشجويان غريب و مظلوم حمله مي‌كنند و رايج‌ترين كلمات در فرهنگ لغاتشان دشنام‌هاي ركيك است.
رهروان راه‌هاي خدا به اميدي كه از وعده او داشتند رسيدند؛ آيا مسافران بیراهه نيز به آن چيزي كه بايد انتظارش را مي‌كشيدند نرسيده‌اند؟ ملاحظه تقيه و تملق اين و آن و شنيدن بوي حرص و بخل و آز از دهان تمجيدگران، برخورداري از حمايت خطيبي كه از منبر مقدس نمازجمعه به خشونت  تشويق و به اعتراف‌گيري مباهات مي‌كند؛ ترس، ترس از تنهايي، ترس از آينده،‌ ترس از عاقبت، ترسي كه با ترساندن ديگران پنهانش مي‌كنند.

مردم فداکار ایران! پیمانی است بر ذمه فرزندان انقلاب اسلامی که در بازگرداندن آن به اصل نخستین‌اش از بذل هیچ کوششی کوتاهی نکنند، و عهدی است بر عهده همراهان و یاران شما که در راه مبارزه با متقلبان و دروغگویان به سرمایه اجتماعی و اعتمادی که ایجاد شده است، خیانت ننمایند. در عین حال تکلیفی است بر همه ما که اگر مصلحت کشور و مردم را در امری دیدیم از ملامت نترسیم و از شجاعت دریغ نورزیم. بنا بر چنین تعهداتی اینجانب برای رسيدن به آرمان‌هایی که پیش روی خویش داریم به جز ادامه راه سبزی که در این چند ماهه دنبال کرده‌اید پیشنهاد نمی‌کنم؛ راه سبز امید. راهی که از پیش از انتخابات آغاز کردید و همچنان با عزم های استوار در آن گام می زنید. راهی که با دعا و ندا و تکبیر، با گردهمایی های بزرگ و کوچک، با کوشش ها و جوشش ها  و گفتگوها و پرس و جوهای خود همچنان در آن قرار دارید.

ما برای اشاره به جنبشی که آغاز کرده ایم از عنوان «راه»  استفاده می کنیم تا توفیق‌‎هایی که در هر مرحله به دست می‌آوریم پایان کار ندانیم و همواره نگاه به کمالی برتر بدوزیم. علاوه بر آن ما در این مسیر چشم به جاده‌هایی داریم که هدایت الهی پیش‌پایمان قرار می‌دهد. ما می‌اندیشیم و تدبیر می‌کنیم، اما ایمان داریم که در عمل، تنها راه‌هایی که او برایمان می‌گشاید از خود کارسازی نشان می‌دهند.

ما در راهی که خداوند پیش رویمان قرار داده است از نماد «سبز» استفاده کرده‌ایم تا پرچم دلبستگی نسبت به اسلامی باشد که اهل بیت پیامبر(ع) آموزگاران آن بوده‌اند؛ اهل بیت خرد، اهل بیت محبت، اهل بیت نورانیت.
و ما «امید» را سرمایه خود قرار داده‌ایم تا حاکی از هویت ایرانی‌مان باشد؛ امیدی که این ملت را از گردنه‌های سخت تاریخ عبور داده و حیات او را در تلخ‌ترین روزهای این سرزمین تداوم بخشیده است؛ راه سبز امید.

چندی پیش، زمانی که از این نام برای بیان ویژگی‌های حرکت شما استفاده کردم تصور برخی بر آن قرار گرفت که حزب یا جبهه‌ای جدید در حال تشکیل است، حال آن که این راه به هیچ وجه مشابهی و یا جایگزینی برای سامان‌هاي سیاسی رسمی نیست و نیاز به آنها را منتفی نمی کند، بلکه حرکتی اجتماعی و دامنه دار برای ترمیم و ایجاد برخی از بنیادین ترین زیرساخت‌های سیاسی است که همه شئونات کشور را تحت تاثیر قرار خواهد داد و از جمله تشکل‌ها و احزاب  برای فعالیت ثمربخش بدانها احتیاج مبرم دارند. قطعا جامعه ما برای محقق کردن فضای باثبات سیاسی به احزاب صالح و قدرتمند نیازمند است و چه بسا زمانی که زمینه برای فعالیت موثر و مفید سامان های سیاسی فراهم شود اینجانب و برخی از همفکران شما نیز کوشش های خود را در چارچوب تشکلی متعارف از این نوع قرار دهیم. اما راه سبز امید تشکلی از این نوع نیست. تحزب اساسا به معنای آن است که گروهی از همفکران در سازمانی مشخص و دارای سلسله‌مراتب شناخته شده گردهم بیایند. همچنین در یک حزب تأکید بر بیشترین همفکری و وحدت حداکثری در عقاید است، حال آن که راه ما به عنوان مسیری که تجدید و تقويت هويت ملی را هدف گرفته، بر وحدت حول حداقل نکات مشترک تکیه می‌کند؛ مجموعه‌ای پیام‌محور و متشکل از تمامی سازوکارهای مدنی کوچک و بزرگ که در مسیر خود هدفی مشترک را انتخاب کرده‌اند.

صورت ظاهری اقداماتی که برای تداوم و تقویت حرکت کنونی مردم انتخاب می‌شود در حکم لباسی است که بر قامت آن می‌دوزیم، و فاخرترین لباس‌ها تنها در صورتی برازنده خواهد بود که به فراخور واقعیت برده شود. واقعیت موجود در کشور ما نسبت به آنچه که در گذشته بود تغییرات شگرفی کرده است. آنچه اینک در جامعه ما نقش‌آفرینی می‌کند شبکه اجتماعی خودجوش و توانمندی است که در میان بخش وسیعی از مردم شکل گرفته و نسبت به پایمال شدن حقوق خود معترض است. این شبکه دارای ویژگی‌های منحصر به فردی است که به هنگام تصمیم‌گیری در مورد راه‌حل‌ها و اقدامات آتی، باید به آنها توجه کرد. آنچه اينجانب در پاسخ به سوال چه بايد كرد پيشنهاد مي‌كنم تقويت و تحكيم اين شبكه اجتماعي است.

تجربه چندین دهه از تاریخ ایران که ما از نزدیک شاهد آن بوده‌ایم نشان می‌دهد حرکات جمعی مردم ما تنها در دوران باروری، حیات و سرزندگی این هسته‌ها به نتیجه می‌رسند.   آن چیزی که از آن به عنوان جامعه‌ای زنده و فعال نام می‌بریم، جامعه‌ای که به صورت موثر، آگاهانه و خلاق نسبت به حوادث واکنش نشان می‌دهد و امكان استبداد و تخطي ساختارهاي قدرت از خواست‌ خود را از ميان مي‌برد ترکیبی تشکیل یافته از چنین شبكه‌ قدرتمندي است.

وظيفه‌اي كه امروز بر عهده همه ما قرار دارد و به صورتي فطري از جمع‌هاي كوچك و بزرگ و حتي احزاب و تشكل‌هاي سياسي ما سر مي‌زند آن است كه به صورت هسته‌هاي معين براي چنين شبكه‌اي عمل كنيم.

از مهمترین نقاط قوت این شبکه، شکل طبیعی اجزای آن است. این واحدها عبارت از گروه‌هایی کوچک اما بسیار متکثر از همفکرانی است که در قالب روابط سابقه‌دار دوستی یا خویشاوندی یا همکاری نسبت به هم آشنایی و اعتماد پیدا کرده‌اند، به صورتی که انحلال آنها امکانپذیر نیست، زیرا به معنای انحلال جامعه است. این واحدها همواره وجود دارند، اما به صرف وجود، شبکه اجتماعی موثری را شکل نمی‌دهند. با این همه اولین قدم در راه‌حل پیشنهادی اینجانب آن است که ما ایرانیان، در هر کجای جهان که هستیم، باید این هسته‎های اجتماعی را در میان خود تقویت کنیم. باید خانه‌هایمان را رو در روی یکدیگر بسازیم؛ به تعبیر قرآن خانه‌های خود را قبله قرار دهیم، یعنی به این هسته‌های اجتماعی که واحدهای بنیادین جامعه ما هستند بپردازیم، اهمیت آنها را بشناسیم و بیش از پیش به آنها رو کنیم تا قدرت‌های نهفته ای که دارند برای ما ظاهر شود. خانه های خود را قبله قرار دهیم؛ یعنی اگر تا پیش از این هر دو ماه یک بار همدیگر را ملاقات می‌کردیم اینک هفته ای دوبار گرد هم جمع شویم. قدرت شبکه های اجتماعی ما در این امر است.

گرد هم جمع شويم تا چه كنيم؟ اين نخستين سوالي است كه معمولا در چنين شرايطي از يكديگر مي‌پرسيم. ما معمولا تصور مي‌كنيم آنچه در اين گردهم‌آيي‌ها اهميت دارد كاري است كه در قالب آنها با كمك يكديگر به انجام مي‌رسانيم. البته این تصور درستی نیست، اما تصوری طبیعی است. از این روست که واحدهاي اجتماعي اگر محوری برای فعالیت‌های ثمربخش قرار نگیرند به‌مانند درختانی که میوه‌هایشان چیده نشود بازدهی خود را از دست می‌دهند، لذا باید آنها را موضوع تلاش‌های اثرگذار اعتقادی، اجتماعی، سیاسی، علمی، فرهنگی، هنری، ورزشی، عام‌المنفعه و دیگر فعالیت‌های مدنی مشابه قرار داد تا در درازمدت و پس از عبور امواج حادثه و عاطفه همچنان به ایفای نقش تاریخ‌سازی که از آنها انتظار داریم بپردازند.

جمع‌های خویشاندوندی، همسایگی، دوستی، جلسات قرآن، هیئات مذهبی، کانون‌های فرهنگی و ادبی، انجمن‌ها، احزاب، جمعیت‌ها، تشکل‌های صنفی، نهادهای حرفه‌ای، گروه‌هایی که با هم ورزش می‌کنند یا در رویدادهای هنری حاضر می‌شوند، حلقه همکلاسی‌ها، گروه فارغ‌التحصیلانی که هنوز دور هم جمع می شوند، همکارانی که با یکدیگر صمیمیت یافته‌اند، و . . . ؛ هر کدام از ما در چندین نمونه از این زیرمجموعه‎های کوچک عضویت داریم و این دست‌مایه اصلی گفتگو و ارتباط میان هسته‌های جامعه ماست. بلكه تجربیات اخیر نشان داد خرده‌رسانه‌هایی که از این روابط زاده می‌شوند می‌توانند سریعتر و موثرتر از هر رسانه عمومی دیگر عمل کنند، مشروط بر آن که ظرفیت‌های این شبکه از طریق توافق بر روی یک آرمان بزرگ به فعلیت برسد.

ما زمانی موفق به برقراری ارتباط موثر با یکدیگر خواهیم شد که در شعاری مشترک همصدا شویم؛ شعاری دقیق و عمیق که قادر به تأمین خواسته‌های ما باشد. بخش مهمی از توانمندی‌هایی که اینک در شبکه‌های اجتماعی ما ایجاد شده است مرهون آن است که شعار و آرمانی مشترک پیدا کرده ایم. تعادل طلايي ويژگي مهم اين شعار و آرمان است، به صورتي كه اگر بر آن بيفزاييم چه بسا كساني كه نتوانند يا نخواهند با آن همصدا شوند، و اگر از آن بكاهيم چه بسا قشرهايي كه اميدهاي خود را در آن نيابند. این بزرگترین سرمایه ماست که باید در پالایش و پاسداری از آن بیشترین دقت و همت را به کار بگیریم.

ما اگر صرفاً در یک انتخابات شرکت کرده بودیم برخورداری از حمایت اکثریت مردم برایمان کافی بود. اما در یک حرکت عظیم اجتماعی، اکثریت تنها زمانی به پیروزی می‌رسد که به اجماع نزدیک شود و آن گاه از مشروعیت غیرقابل‌مقاومت برخوردار خواهد شد که توجه خود را نسبت به دغدغه‌ها و حقوق کسانی که امروز یا فردا ممکن است متفاوت با او بیندیشند و در اقلیت قرار گیرند به اثبات برساند.

نمی‌توان از جامعه‌ای که بخش قابل توجهی از آن دچار جبر نان و از تأمین نیازها اولیه خود ناتوان است انتظار مشارکت گسترده در فرآیند توسعه سیاسی را داشت. البته عکس این رابطه نیز صادق است و جامعه‌ای که از آزادی‌ها و آگاهی‌های اساسی محروم شود در تأمین معیشتی که لیاقت آن را دارد نیز درمی‌ماند و حتی در عهد درآمدهای افسانه‌ای، به پیشرفتی بیشتر از صدقه‌پروری و واگذار کردن اختیار بازار و اقتصاد ملی خود به بیگانگان نائل نمی‌شود. ما بر این باوریم که آزادی زمانی دوام دارد که با عدالت توأم باشد. به همان اندازه که محدودیت‌های جاری برای آزادی بیان و امکان برگزاری اجتماعات نگران‌کننده است، وجود فقر، فساد و تبعیض در سطحی گسترده چشم‌انداز دسترسی به جامعه‌ای آرمانی مبتنی بر قانون اساسی را تیره می‌کند، به ویژه آن که در سیاست‌ سال‌های اخیر دورنمای روشنی برای خروج از ا ین وضعیت ملاحظه نمی‌شود، به صورتی که وارد آمدن صدمات اساسی به تولید ملی، تداوم فعالیت سودآور اقتصادی را به یک آرزو و یافتن شغل مناسب را به دغدغه اصلی جوانان و خانواده‌های آنان مبدل ساخته است.

راه‌های خدا متکثر است و برای دفع ظلم و استبداد و تحقق ایرانی پیشرفته، ما نباید به قدم گذاشتن در یکی از آنها یا همراهی با یکی از همفکران خود اکتفا کنیم. ما در پیوندهای خود به نظمی  نیاز داریم تا اگر دست تطاول و ظلم فردی یا افرادی از همراهانمان را ربود و واحد یا واحدهایی از این شبکه اجتماعی گسترده را ویران کرد، لطمه‌ای به حیات و پویایی آن وارد نشود و با تکیه بر خرد جمعی، در هر مرحله‌ای از این مسیر بتوانیم اهداف پیشاروی خویش را شناسایی و با بلندترین گام‌ها به سوی آن حرکت کنیم.

همچنین اگر در جناحی که قدرت خود را در مخالفت با مردم و خواسته های به حق آنان توهم کرده است خواستی برای برون رفت از بحران وجود  داشته باشد حداقل آنچه که در این مرحله می تواند به این هدف کمک کند اقدامات زیر است:
1.     تشکیل گروه حقیقت‌یاب و حکمیت مورد قبول همه ذینفعان در مورد انتخابات دهم ریاست جمهوری و رسیدگی به تخلفات و تقلب های انجام گرفته و اعمال مجازات برای خاطیان
2.     اصلاح قانون انتخابات به صورتی که شرایط برای برگزاری عادلانه و منصفانه انتخابات و اطمینان مردم از این امر فراهم شود.
3.     شناسایی و مجازات عاملان و آمران فجایعی که در حوادث پس از انتخابات بر علیه مردم صورت گرفته است در تمامی نهادهای نظامی، انتظامی و رسانه‌ای
4.     رسیدگی به آسیب‌دیدگان حوادث پس از انتخابات و خانواده‌های جان‌باختگان، آزادی همه دست‌اندرکاران، فعالان سیاسی و نیروهای مردمی دستگیر شده، مختومه کردن پرونده‌ها، اعاده حیثیت از آنان و خاتمه یافتن تهدیدها و آزارهایی که همچنان برای واداشتن آنان به عدم تظلم و پیگیری حقوق شان صورت می گیرد.
5. اعمال اصل 168 قانون اساسي در خصوص تعريف جرم سياسي و رسيدگي به جرايم سياسي با حضور هيئت منصفه
6. تضمين آزادي مطبوعات، تغيير رفتار جانبدارانه صدا و سيما، رفع محدوديتهاي اعمال شده براي برخورداري احزاب، گروههاي سياسي و نگرشهاي مختلف از ارائه ديدگاههاي خود در رسانه‌ها، به ويژه صدا و سيما و اصلاح قانون رسانه ملی به صورتی که رسانه ملی نسبت به اعمال خلاف قانون خود پاسخگو قرار گیرد.
7.    به فعلیت درآمدن ظرفیت های ایجاد شده در قالب تفسیر اصل 44 قانون اساسی برای ایجاد رسانه های شنیداری و دیداری خصوصی
8. تضمين حق اساسي مردم در تشکيل اجتماعات و راهپيمايي‌ها با اعمال اصل 27 قانون اساسي
9.     تصویب منع مداخله نظامیان در امور سیاسی و جلوگیری از دخالت نیروهای مسلح در فعالیت‌های اقتصادی
 
ما در راهی پر از نورانیت وارد شده‌ایم که از هم اینک سالخوردگان را جوان و جوانان را پخته کرده است. برای خود و شما در این مسیر از خداوند یاری می‌طلبم و امیدوارم با همکاری و همراهی همه دلسوزان نظام و انقلاب اهداف ملت در هر مرحله از این مسیر روشن و محقق شود.
 میرحسین موسوی

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 شهریور1388ساعت   توسط خودم  | 
در پي گزارشات تلويزيون و روزنامه هاي مربوط به دولت كودتا مي گويند كه كشته شدگان به بيماري دچار بودند خب چند مسئله بيان مي شود؟؟

1- چرا به بهداري زندان نبرديد و آنها را مورد مداوا قرار نداديد

2- چرا در صورت بيمار بودن آنها باز هم به شكنجه ادامه داديد تا بميرند

3- شما اصلا به خدا اعتقاد داريد ؟؟؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 شهریور1388ساعت   توسط خودم  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 شهریور1388ساعت   توسط خودم  |